Meaning and usage of absent word
What is definition, meaning and usage of word absent

بیایید امروز یک کلمه جدید انگلیسی یاد بگیریم!

 

ترجمه کلمه Absent به فارسی با مثالهای کاربردی

فردی که هست غایب (Absent) زمانی که انتظار می رود در مدرسه باشد یا در محل کار نباشد. از کلمه “Absent” به عنوان صفت استفاده کنید:

  1. Cynthia was absent from school this morning.
  2. Todd is always absent.
  3. The school needs to find a substitute for an absent teacher.
  4. She’s absent due to an illness.
  5. Hector is never absent from work.
  1. سینتیا امروز صبح از مدرسه غایب بود.
  2. تاد همیشه غایب است.
  3. مدرسه باید جایگزینی برای معلم غایب پیدا کند.
  4. او به دلیل بیماری غایب است.
  5. هکتور هرگز در کار غیبت نمی کند.

 

شکل اسمی این کلمه «غیبت (absence)» است.

  1. Byron was fired because he had too many absences.
  2. Jennifer’s absence from work was noticed by the boss.
  3. Ned took a temporary leave of absence from work to spend more time with his family.
  4. Students will be dropped from this course after three unexcused absences.
  5. The absence of a computer in the hotel forced Kim to go to an internet cafe.
  1. بایرون اخراج شد زیرا غیبت های زیادی داشت.
  2. غیبت جنیفر در محل کار مورد توجه رئیس قرار گرفت.
  3. ند یک مرخصی موقت از محل کارش گرفت تا زمان بیشتری را با خانواده خود بگذراند.
  4. دانشجویان پس از سه غیبت غیر موجه از این دوره حذف خواهند شد.
  5. نبود کامپیوتر در هتل کیم را مجبور کرد به یک کافی نت برود.

 

چند راه دیگر برای استفاده از این کلمه وجود دارد.

  1. Our teacher is a little absent-minded. (He forgets things or he is easily distracted.)
  2. Jeremy went AWOL after getting a taste of military life. (AWOL = absent without leave; absent without permission to leave.)
  3. Absent any new proposals, we’re going to go with this plan. (absent = if there aren’t any…)
  4. The mess that was left in the house indicated that civility and respect were absent at the teenagers’ party.

 

    1. معلم ما کمی غافل است. (او چیزها را فراموش می کند یا به راحتی حواسش پرت می شود.)
    2. جرمی پس از چشیدن طعم زندگی نظامی به AWOL رفت. (AWOL = غیبت بدون مرخصی؛ غایب بدون اجازه خروج.)
    3. در صورت عدم وجود هرگونه پیشنهاد جدید، ما با این طرح پیش خواهیم رفت. (absent = اگر وجود نداشته باشد…)
  • بهم ریختگی خانه حکایت از عدم وجود ادب و احترام در مهمانی نوجوانان داشت.

 

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

برای مشاهده لیست تمام کلماتی که با حرف A شروع می‌شوند، به صفحه کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A مراجعه کنید. برای مشاهده فرهنگ لغت انگلیسی های کافه، به صفحه کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

 

fr-article-ad-3b