Idioms on Time is Money
idioms about Time is Money

این درس 1 از Idiom Part 1 است. هر اصطلاح با تعریف و مثال هایی دنبال می شود. پس از یادگیری آنها می توانید در مکالمه روزانه خود از آنها استفاده کنید.

 

  اصطلاحات انگلیسی درس 1

1- A waste of time (as noun) = استفاده بد از زمان یا صرف وقت برای انجام کارهای بیهوده یا غیر ضروری

40 minutes waiting for a bus! What a waste of time!

40 دقیقه منتظر اتوبوس! چه وقتی تلف کردیم!

 

2- Waste time (as verb) = همانند شماره 1

Do not waste time on applying for this job, your chances are 1 to million.

وقت خود را برای درخواست برای این شغل تلف نکنید، شانس شما ۱ در میلیون است.

I wasted so much of my precious time on applying to the wrong jobs.

من خیلی از وقت گرانبهایم را برای درخواست برای مشاغل اشتباه تلف کردم.

 

3- Save time = کاهش زمان مورد نیاز برای انجام کاری

In this rush hour, by using the subway, we can save lots of time.

در این ساعت شلوغی، با استفاده از مترو می‌توانیم در وقت خود صرفه‌جویی کنیم.

 

4- Spend time = زمان صرف کردن برای انجام کاری

It is better to spend your time and energy on things that are aligned with your career goals.

بهتر است زمان و انرژی خود را  صرف چیزهایی که با اهداف شغلی شما هماهنگ هستند کنید.

 

5- Make time for = وقت گذاشتن برای انجام کاری

We should make time for reading good books.

ما باید برای خواندن کتاب های خوب وقت بگذاریم.

 

6- Plenty of time = زمان زیادی در دسترس داشتن

No hurry, the bus leaves in 20 minutes. We have plenty of time at hand.

عجله ای نیست، اتوبوس بیست دقیقه دیگر حرکت می کند. ما زمان زیادی در دست داریم.

 

7- Spare time (as noun) = وقت آزاد یا اوقات فراغت

In my spare time, I read books on philosophy.

در اوقات فراغتم، کتاب هایی درباره فلسفه می خوانم.

 

8- Spare time (as verb) = درخواست کردن برای یک وقفه کوتاه برای انجام دادن سریع چیزی

I like to discuss something important, can you spare 1 minute to talk about it?

من دوست دارم درباره چیز مهمی صحبت کنم، آیا می توانید یک دقیقه به من زمان بدهید که درباره آن صحبت کنم؟

 

9- Ran out of time = زمان نداشتن یا زمان کم آوردن برای انجام کاری

In my final exam, I ran out of time and just could not answer 3 questions.

در آخرین امتحانم، زمان کم آوردم و نتوانستم به سه سوال پاسخ دهم.

 

10- Short of time = زمان کافی نداشتن برای به اتمام رساندن کاری

Due to the shortage of time, we have to cancel our next meeting.

با توجه به کافی نبودن زمان، ما باید قرار بعدیمان را کنسل کنیم

Though we have 20 days to finish this project. We are short of time, so we need to hurry.

با وجود اینکه به ما بیست روز برای تکمیل این پروژه وقت دادن ولیکن زمان کمی است پس باید عجله کنیم.

 

11- Afford time = پول یا زمان کافی داشتن برای کاری

Not anyone can afford the time to take a one month vacation.

هرکسی زمان کافی برای سفر یک ماهه ندارد.

 

درس بعدی اصطلاحات انگلیسی

در درس بعدی اصطلاحات انگلیسی ما، به شرح زیر می پردازیم:

اصطلاحات مربوط به Business Is War

 

اصطلاحات مرتبط

در اینجا لیست اصطلاحات مربوط به این درس آمده است.

 

تمام اصطلاحات قسمت ۱

اگر می‌خواهید تمام درس‌هایی را که در اصطلاحات قسمت ۱ های کافه پوشش داده شده‌اند، بررسی کنید، می‌توانید از صفحه اصطلاحات رایج انگلیسی در مکالمه با معنی – قسمت 1 دیدن کنید.

 

منابع برای تسلط بر زبان انگلیسی

برای دسترسی به تمام دروس مربوط به عبارات، جملات، اصطلاحات، ضرب المثل ها، زبان عامیانه و کلمات انگلیسی، می توانید از صفحه یادگیری و تسلط به زبان انگلیسی ما دیدن کنید.